دوران «توکنمکسینگ» هوش مصنوعی رو به پایان است؛ شرکتها به دنبال کاهش هزینههای فناوری هستند
موج استفاده افراطی از هوش مصنوعی در محیطهای کاری به محدودیتهای خود رسیده است؛ زیرا شرکتهایی که برای هر کاری سراغ AI رفتهاند، حالا با افزایش هزینهها بدون رشد متناسب بهرهوری مواجه شدهاند.
موجی که در دنیای فناوری با عنوان «توکنمکسینگ» (Tokenmaxxing) برای استخراج حداکثر کار از هوش مصنوعی آغاز شده بود، به پایان مسیر خود نزدیک شده است. شرکتها متوجه شدهاند افزایش بیرویه مصرف مدلهای هوش مصنوعی لزوماً بهرهوری را بالا نمیبرد و در عوض تنها هزینهها را به شدت افزایش میدهد.
«با هوش مصنوعی خیلی راحت میتوان چیزی ساخت که واقعاً به آن نیازی ندارید.»
وینسنت گاسدورف، مدیر بخش تحلیل در Moody’s
توکنمکسینگ چیست؟
تلاش برای به حداکثر رساندن مصرف «توکن» (واحدهای متنی مدلهای هوش مصنوعی) در انجام وظایف. با توجه به محدودیتها و قیمتگذاری این سیستمها، انباشته شدن صورتحسابها مدیران را متوجه گران بودن و غیرمنطقی بودن این رویکرد کرده است.
پایان یک تبوتاب کوتاهمدت
تا چند ماه پیش، مدیرانی چون سم آلتمن و جنسن هوانگ مصرف بالای توکن را نشانه عملکرد بهتر کارمندان میدانستند و شرکتهایی مثل Meta برای آن پاداش تعیین کرده بودند. اما با مشخص شدن هزینههای پنهان، این روند به سرعت متوقف شد. ساتیا نادلا (مایکروسافت) هشدار داده که مشتریان علاوه بر پول، با دادههای اختصاصی خود نیز در حال هزینه دادن هستند.
هزینههای سرسامآور و راهکار مدلروتینگ
به گفته مؤسسه Bain & Company، هزینه مصرف توکن در برخی شرکتها تقریباً هر دو ماه یکبار دو برابر شده است.
برای شرکتی با ۲۰ هزار توسعهدهنده، مصرف ماهانه ۲۰۰ دلار هوش مصنوعی برای هر نفر به معنای ۴ میلیون دلار هزینه پیشبینینشده در هر ماه است.
راهکار جدید شرکتها Model Routing (مسیریابی مدلها) است؛ ارسال درخواستهای ساده به مدلهای ارزانتر و استفاده از مدلهای قدرتمند فقط برای کارهای پیچیده، تا هزینهها بدون افت کیفیت کنترل شوند.
آیا توکنمکسینگ به تاریخ میپیوندد؟
رافی کریکوریان، مدیر ارشد فناوری Mozilla، این روند را با معیار قدیمی و منسوخِ «تعداد خطوط کد» برای سنجش بهرهوری مقایسه میکند و میگوید: «توکنمکسینگ نیز در آینده به موجی کوتاهمدت تبدیل خواهد شد که فقط به آن خواهیم خندید.»
نتیجهگیری
شرکتها اکنون به جای تمرکز بر میزان مصرف، به دنبال پاسخ این سؤال حیاتی هستند: آیا این هزینه واقعاً ارزش افزوده و بهرهوری ایجاد میکند؟ این تغییر رویکرد، صنعت را از مسابقه مصرف بیشتر، به سمت استفاده هوشمندانهتر و کنترل هزینهها سوق میدهد.

